عبدالله مستوفى
570
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
شدند ، و آنها سرتيپ خدايار خان ، وزير پست و تلگراف ، و عز الممالك اردلان وزير فوائد عامه ، و معاضد السلطنه ، ابو الحسن پيرنيا ، وزير عدليه ، و سليمان ميرزا وزير معارف و اوقاف بودند . ذكاء الملك ( فروغى ) و مدير الملك ( جم ) هم ، اولى بوزارت خارجه و ديگرى بوزارت ماليه ، معرفى شدند . ميرزا قاسمخان صور اسرافيل هم ، در رديف وزراء درآمده ، بكفالت وزارت داخله برقرار شد . ميرزا قاسمخان و سليمان ميرزا و عز الممالك از سوسياليستها بودند . روز هشتم عقرب ، سلطان احمد شاه ، براى زيارت و ملاقات چند نفرى از بقيهء علما كه از واقعهء تبعيد علما از عتبات در قم مانده بودند ، مسافرت يك روزهاى به اين شهر كرد . روز دهم سان ورژهاى از قشون مركز ، در ميدان مشق داده شد . سردار سپه ، البته ديگر چندان اهميتى به اين شاه ترسوى فرارى نمىداد ، و اين سان ورژه را براى نمايش قشون و قدرت خود خبر كرده بود ، كه مردم بدانند پهناى كار از چه قرار است ، و آرام سر جاى خود بنشينند ، و او را بگذارند ، بكارهائى كه در نظر دارد برسد . بالاخره ، روز 11 عقرب رسيد و شاه ، با معدودى از خواص و ليرههاى طلائى كه از حقوق ماهيانه و درآمد املاك خود پسانداز كرده بود ، به سمت قزوين و كرمانشاهان عزيمت نمود ، كه از راه بغداد و بيروت ، باروپا عزيمت كند . سردار سپه هم براى اينكه نفس كسى بنفس او نرسد ، و در حقيقت مثل رئيس مستحفظين مأمور تبعيد تا سرحد ايران و عراق ، او را مشايعت ، يا بهتر بگويم ، اين جنازهء سلطنت قاجاريه را تشييع كرد . ورود سردار سپه به كار مجلسى تعطيل است . بايد سردار سپه برنامهء كابينهء خود را بملت بدهد . بنابراين ، در ضمن بيانيهاى كه در مقدمهء آن البته با مناسباتى بذكر ترقى بسزاى قشون ، و عمليات نظامى و نتيجهء آنكه برقرارى امنيت در سرتاسر كشور است ، پرداخته و در شرايطه ، خط مشى كابينهء خود را ، با ذكر دو جملهء مختصر مفيد كه اولى راجع بروابط خارجى و دومى مربوط بسياست داخلى است ، بقرار ذيل به اطلاع عموم مىرساند : اولين بيانيهء رياست وزراء « همهكس اوضاع قشون ، درجهء اهميت و آسايش ملت و تمركز قواى مملكت و ميزان عظمت و قدرت حكومت را ، در سه سال قبل ميداند ، و اوضاع اجتماعى و سياسى امروزه ، كه نتيجهء مستقيم سه سال زحمت و خدمت و عشق مفرط اين جانب ببسط قواى نظامى بوده است ، ميبيند . تصور ميكنم ، لازم نباشد ، در اين موضوع كلمهاى بنگارم . زيرا ، ميزان سنجش هر چيزى همانا عمل است . اگر اين جانب ، تا امروز ، از خطهء اصلاحات نظامى انحراف نورزيده ، و حاضر نشده بودم كه وارد يك منطقهء وسيعترى از خدمات اجتماعى شوم ، آثار خودسرى و طغيان و بسط نفوذ حكومت مركزى در انحاء دوردست كشور ، از هرچيزى لازمتر بوده است ، زيرا هيچ مملكتى به طرف ترقى و تعالى نخواهد رفت ، مگر آنكه بدوا اصول امنيت در تمام جوانب آن توسعه يافته باشد ، و نظر به اين اصل روشن بود ، كه تقريبا از سه سال قبل ، بلاترديد بتعقيب اين موضوع اساسى پرداخته